در پیشاسکارِ جایزهای که هیث لجر برای خلق ژوکرش گرفت، یادداشتی نوشته بودم با این تیتر: «همهی آنچه یک بازیگر میتواند به یک نقش ببخشد: جوهرهاش را… جانش را…» (که میتوانید آن را در راهنمای فیلم بخوانید)؛ یکشنبهشبِ یازدهِ ژانویه که روث ویلسون برای آلیسونش و مگی جیلنهال برای نسایی که ساخته بود، دو گلدنگلوبِ اصلی بازیگری زن درامهای تلویزیونی را گرفتند، یاد همان تیتر افتادم. نه آلیسون و نه نسا، هیچکدام، شخصیتهایی نیستند که دست از سر بازیگری که ایفاشان کرده، بردارند. هیچکدام سایهشان را با خودشان برنخواهند داشت تا از روی سر بازیگرشان بروند. برای یک بازیگر «در زندگی نقشهایی هست که…»
مشاهده ادامه مطلب →
برگه 1
