ستون هفتهگیام در اعتماد: در شهر خبری هست!
پیشنوشت: اینجا قرار است داستان بنویسم. داستانهای خودم را نه؛ داستانهایی گفتهشده را بازگو کنم. از خلال فیلمها بیشتر. یا کتابها و نمایشها. کمی که جلو برویم هم شما دستتان میآید میخواهم چه کنم، هم خودم احتمالن.
***
در سری «انتقامجویان/ Avengers» مفهومی هست به نام واکاندا. تمدنی قدیمی که امروز درنهایت فنآوری و پیشرفت روزگار میگذراند اما این نهایت سعادت را دور از چشم جهان نگه داشته. برای جهانیان، واکاندا کشوری عقبافتاده در آفریقا تلقی میشود که نیازمند کمک سازمان ملل است و کشورهای جهان اول. بلکپنتر وجه ابرقهرمان شاهزادهی واکانداست که نیروش را هم نه از ماوراالطبیعه که از همین ابزارهای فوق پیشرفتهشان گرفته. مجموعه اتفاقاتی، شاهزاده را که در مرگ پدر صاحب تاج و تخت واکاندا شده به این نتیجه میرساند که باید روزی درهای سرزمینش را به روی جهان باز کند و آنها را در پیشرفتها و تمدن غنیاش شریک کند و البته که مردم سرزمینش را هم در تعامل با جهان ببیند. در فیلم آخر (جنگ بینهایت) تانوس به سیارهی زمین حمله میکند. اصلاحگری که معتقد است برای تعادل باید نیمی از جمعیت کهکشان نه به انتخاب بلکه بهشکل تصادفی کشته شوند چراکه سعادت در برخورداری همهگانی از منابع است و این حجم زادوولد در تمام سیارات سبب شده منابع اندک شوند و فقر و بدبختی از همینها سرچشمه میگیرد. واکاندا آخرین سنگر مقاومت زمین مقابل تانوس است. سپری مدافع دارد که کسی را یارای گذر از آن نیست و تکنولوژی باقیماندن. جایی بلکپنتر باید تصمیم بگیرد؛ که برای کمک به جهان دیوار را بردارد و به مبارزه برخیزند، یا کنار بایستد و نظاره کند. تصمیم مبارزه که گرفته میشود همه میدانند این میتواند پایان واکاندا باشد. مبارزی که همواره کنار شاهزاده بوده به او میگوید روزی که گفتی میخواهی درهای واکاندا را به روی جهان باز کنی انتظار چیزهای دیگری را داشتم؛ و در توضیح میگوید مثلن شعبههای استارباکس!
داستان ما که این سمت دنیا ایستادهایم، با جهانیشدن، چیزی شبیه این است. سهشنبهشب در مجمع عمومی سازمان ملل، وقتی ترامپ از موفقیتهای دولتش برای مردمش گفت و خندهی نمایندگان دیگر کشورها بلند شد و وقت سخنان حسن روحانی که نگاه ناسیونالیستی افراطی رئیسجمهور امریکا را با تفکر نازیسم مقایسه کرد تا همان ابتدا برگ برندهی جایی را که در آن ایستاده و ایستادهایم خرج کند، یاد خودمان افتاده بودم. واکاندای ما و جهان اول آنها. تانوسی که صلاح جهان را در قتل عام و رهبری خودش میداند؛ و تمدنی قدیمی که نیازی به او ندارد، اما همچنان گفتوگو را راه بقای جهان میداند. داستانهای ساده گاهی عجیب شکل جهان پیچیدهی امروز ما میشوند.
پینوشت: از امروز واپسین فیلم «انتقامجویان» یعنی همین «جنگ بینهایت» در تهران اکران شده است. با فاصلهی چندماهه از اکران جهانی. برای شروع تماشای این قبیل فیلمها نقطهی خوبی نیست چون پیشنیازهایی لازم دارد اما بههرحال تماشاش روی پردهی بزرگ و با کیفیت مناسب خودش میتواند یک تجربهی تازه باشد.
دیدگاهتان را بنویسید