دربارهی Leftovers؛ مجموعهی تابستانی شبکهی HBO
روزنامهی هفت صبح/ صفحهی یک/ ۱۶ مهرماه ۱۳۹۳ خورشیدی
قابل درک است که دیمون لیندِلُف (یکی از سه خالق «گمشده/ Lost» و گویا مغز متفکر گروه منتهی به ج. ج. آبرامز) چرا جذب کتاب «بازمانده/ Leftovers» تیم پروتا شده و همراه خود نویسنده، دوباره یک جهان داستانی از نوع «گمشده» را بنا گذاشته؛ چیزی که لیندلف این مدت از آن گریخته بود و ترجیح داد در فضاهای کمتر مشابه مهمترین سریال یک دههی اخیر کار کند: «بازمانده» دقیقن سمت روایتنشدهی «گمشده» است. اگر آنجا با کاراکترهایی سروکار داشتیم که میفهمیدند اعمال گذشتهشان، دلیل گمشدن (و بعدها فهمیدیم که «انتخاب»شان) است، اینجا با بازماندهگانی روبهرو هستیم که همان چرایی براشان مطرح است. اینها هم سؤالشان همان است: «چرا ما ناپدید نشدهایم؟» و پاسخ، به تدریج همانی است که بار قبل بود؛ آنچه در گذشته کردهایم… آنچه زیر خاک مدفون است…
اینجا هم مثل سریال پیشین با آدمهای زخمخورده طرفیم. با مردمان نقاب به صورتزده؛ که فاجعه، مجبورشان میکند نقابها را از روی صورت بردارند و خودشان باشند. با پیامبران دروغین، با دنیای ماورا، با ارجاعات مذهبی فراوان و با چرایی و معما. همهی مایههای موردعلاقهی لیندلف که آنها را از کتاب پروتا برداشته و از آن خودش کرده. در واقع مُهر شخصی خودش را بر آن زده است.
فقط اینها نیست که بابتش میتوان بهراحتی «بازمانده» را «گمشدهی ۲» (و نه یکی از خیل مجموعههایی که خواستند شبیه Lost باشند و نشدند) نامید؛ لیندلف، فرم داستانگوییاش را هم از همان فرم اتخاذشده برای «گمشده» برمیدارد: تمرکز هر قسمت بر روی یک کاراکتر، واکاوی آنچه او را به اینی که میبینیم تبدیل کرده و رساندن شخصیت از نقطهی آ به نقطهی ب، جوری که حدسش را هم نمیتوان زد. بازماندهها همانقدر سردرگم حسهای درونی خویشند که جک شپرد و سعید جراح و کیت آستین و جان لاک بودند (نام همه را بیمراجعه به منبع، چون یکسری آشنای واقعی، در حافظه داشتم) و همانقدر زمینی و پر از هوس و وسوسه و فریبکاریاند که آنجا. چیزی که انگار نویسنده در خلق آن تبحر دارد.
اینجا هم از یک پایلوت شگفتانگیز، قسمت نخست پر از ایده که بعد دست را خالی کند، خبری نیست. داستان، آجر به آجر چیده میشود تا به بنای نهایی برسد، و تازه در پایان فصل اول، حدس میزنم فقط بخشی از نمای جذاب ساختمان گرفتارمان کرده باشد، و همچون Lost فصلهای بعدی میتواند پر از غافلگیری و حرکت بیشتر در عمق باشد. هنوز هم آن گروه شگفتانگیز، یک به یک، توان گرفتن چراغ سبز را از استودیوها و شبکهها برای پروژههای بلندپروازانه و جاهطلبانهشان دارند.
دیدگاهتان را بنویسید