به یاد استن لی در ستون هفتهگی اعتماد: در شهر خبری هست!
بچهی یک خانوادهی پناهنده از اروپای شرقی، در آمریکای پیش از جنگ دوم جهانی، هرکاری کرد که به عشقش برسد؛ به داستانگفتن، آنگونه که خودش را خوشحال میکرد. کنترلچی سینما شد، متن تبلیغاتی نوشت، آگهی ترحیم هم؛ تا به تایملی رسید. به انتشاراتی نخستین سالهای رونق کامیکبوکها. نوزده ساله بود که ویراستار کتابهای فانتزی قهرمانانه شد و کاپیتان امریکا پیش چشمش جان گرفت. مظهر قدرت ملی کشورش برابر نازیسم که داشت جهان را میگرفت. او هم بود که نخستینبار سپر کاپیتان را سمت دشمنانش پرتاب کرد تا سپر فقط یک وسیلهی دفاعی نباشد؛ اما اینها کافی نبود. او میخواست ابرقهرمانهای خودش را بسازد. مشاهده ادامه مطلب →
