هِی مرد… تو کار سختی کرده‌ای که آن‌جایی

درباره‌ی پیمان معادی و اجرای شگفت‌انگیزش در «کمپ ایکس‌ری»

روزگاری درباره‌اش نوشته بودم خدا بغل‌ش کرده؛ اما کم نبودند آدم‌های دیگری هم که در مقطعی خدا دوست‌ترشان داشته بود، و حالا پایین‌نشین‌ند. این‌که بلد باشی آن بالا بمانی مهم است. پیمان معادی ثابت کرده که بلد است. با انتخاب‌های هوش‌مندانه‌اش. با همین شکلی که روی خط قرمزها راه می‌رود اما بهانه دست کسی نمی‌دهد. با ماندن و جدانشدن از آغوشی که ذکرش رفت.

معادی در «کمپ ایکس‌ری» فوق‌العاده است. یک بازی درجه یک از بازیگری در کلاس جهانی. بده‌بستان‌ش با کریستن استوارت، زوجی که می‌سازند و رابطه‌ی مابین‌شان، هانیبالی که کم می‌آورد و کلاریسی که دل باخته است، باعث می‌شود او را ورای ملیت‌ش برای ما، جدی‌تر نگاه کنیم. در مقیاس و استانداردهای همان سینمایی که در فیلم پیتر ستلر بخشی از آن است. معادی نه‌تنها غریبه‌ای در جهان فیلم نیست، که بار فیلم روی دوش‌ش است. اوی بلندپرواز، استوارت جاه‌طلب. سکانسی در فیلم هست؛ آن‌جا که علی کم آورده و ایمی از خودش می‌گوید. می‌گذارم‌ش در گنجه برای خودم و حفظ‌ش می‌کنم… به‌عنوان نمونه‌ی کامل شکل ارتقای یک صحنه از فیلم‌نامه در اجرا به دست مجریان‌ش: دو بازیگری که خود نقش شده‌اند.

جاناتان دمی در پشت‌صحنه‌ی «سکوت بره‌ها» درباره‌ی آن سکانس معروفِ از خودگفتن کلاریس برابر قفس هانیبال می‌گوید: «به تد تالی [نویسنده‌ی سکوت بره‌ها] زنگ زدم و گفتم اگر فلاش‌بکی را که حین اعترافات کلاریس برای تصویری‌شدن حرف‌ها نوشته‌ای، وسط این نگاه و بازی جودی فاستر کات بزنم، سندیکای کارگردانان اخراج‌م خواهد کرد. جودی برای همین یک سکانس اسکار خواهد گرفت.» حس می‌کنم این‌جا هم پیتر ستلر همین فکر را کرده. عملن خبری از به‌رخ‌کشیدن کارگردانی و قاب‌های عجیب بستن برای مهم‌ترین سکانس فیلم نیست. قاب‌ش را اندازه‌ای که چیزی از جزئیات بازی در صورت دو بازیگرش از دست نرود، انتخاب کرده و بعد ایستاده عقب، تا دو ستاره‌اش خودنمایی کنند؛ دو ستاره‌ای که یکی‌شان، یکی از ماست: پیمان معادی، در قامت یک بازیگر بین‌المللی.

پاسخ دهید