برگه 1
اژدها وارد می‌شود
یادداشت‌های فیلم

«اژدها وارد می‌شود» فیلم نمونه‌ای دهه‌ی ۹۰ | علیه روحیه‌ی قضاوت‌گر و عبوس دهه‌

مقدمه: برای خودم هم کمی عجیب است انتخاب فیلم نمونه‌ای‌ام از دهه‌ی ۹۰ خورشیدی «اژدها وارد می‌شود» باشد؛ در دهه‌ی ظهور رضا درمیشیان و محمدحسین مهدویان و نرگس آبیار (و لابد برای بعضی‌ها سعید روستایی) چرا مانی حقیقی و چرا این فیلم از او؟؛ که حتا در نخستین مرتبه‌ی تماشا آن‌قدرها هم درگیرم نکرد و برای منِ شیفته‌ی «کنعانِ» حقیقی، فیلم کاملی به نظر نرسید. می‌خواهم به همین پاسخ دهم که چه‌گونه مانی حقیقی در دهه‌ی رونق فیلم‌های سیاسی، اجتماعی یا بازنگر تاریخی، همه‌ی این ویژگی‌ها را به سخره می‌گیرد و فیلمی می‌سازد که درون پوسته‌ی جدی‌اش، نقد تندوتیز و پرکنایه‌ای به همین روحیه‌ی قضاوت‌گر و عبوس دهه‌ی نودی دارد.

 

متن: دهه‌ی ۹۰ دوران گذر سینمای ایران از سه دوره‌ی پوست‌اندازی و شکوفایی و تثبیت سه دهه‌ی قبل از خود است. دهه‌ی صنعتی‌شدن، دهه‌ی سینما برای سینما، دهه‌ی مخاطب، و دهه‌ی نقد گذشته؛ و در این روحیه‌ی عمومی، «اژدها وارد می‌شود» یک فیلم مولتی‌ژانر است.

مشاهده ادامه مطلب →

به وقت شام
یادداشت‌های فیلم

تکرار همان آرزو: «فیلم خوب»؛ فارغ از جناح و ایدئولوژی

بازخوانی منوی جشنواره‌ی سی‌وششم فجر برای ماهنامه‌ی ۲۴/ نوروز ۱۳۹۷

 

تیتر نوشته‌ی پیش‌جشنواره‌ای‌ام را زده بودم: به‌دنبال «فیلم خوب»؛ فارغ از جناح و ایدئولوژی… و نوشته بودم «در این سال‌ها این‌که از جناحی و ارگانی و نهادی پول نگرفته باشی، ضعف‌های فیلم‌های به‌ظاهر مستقل را می‌پوشاند؛ و در عوض، برای فیلم‌های با پروداکشن کامل به‌سبب داشتن سرمایه، نوعی ذره‌بین عیب‌یاب به‌کار می‌رود که هر قدمی به خطا – و چه بسا قدم‌های درست اما در سلیقه‌ی دوستانم، نزدیک به نگاه رسمی – باعث می‌شود، به کل، اثر و خالق نادیده گرفته شوند.» الان که این جملات را می‌خوانید، احتمالن تأیید می‌کنید که می‌توانند پس از جشنواره و با نگاهی به حجم هجمه‌ها و فحاشی‌ها و انگ‌زدن‌ها نوشته شده باشند؛ و خب، البته که طبیعی‌ست پس از این همه سال قبل از جشنواره بدانیم چه چیزی در پایان انتظارمان را می‌کشد. من اما هم‌چنان پی «فیلم خوب» می‌گردم. چیزی که بشود «سینما» خطابش کرد. داستان‌های بزرگ. اجراهای شکوه‌مند. و طبعن فیلم‌هایی را هم که ازشان حرف خواهم زد همین ویژگی را داشته‌اند. اول آن‌ها را که مطابق حدسم بودند مرور کنیم تا بعد برویم سراغ انتخاب‌های اشتباه منوی پیش‌جشنواره‌ای‌ام. مشاهده ادامه مطلب →

یادداشت‌های فیلم

به‌دنبال «فیلم خوب»؛ فارغ از جناح و ایدئولوژی

منوی پیشنهادی جشنواره‌ی سی‌وششم فجر برای ماهنامه‌ی ۲۴/ بهمن ۱۳۹۶

 

منوی پیشنهادی بلندبالای امسال من، احتمالن ربط چندانی به فهرست دوستان منتقدم – با پز و ژست روشن‌فکری‌شان نزد مخاطبانی که دارند – ندارد. در این سال‌ها به‌نظرم خط‌بندی‌های جناحی و سیاسی و صدالبته برچسب‌هایی مثل فیلم دولتی و فیلم شخصی هرساله پررنگ‌تر شده و جای تقسیم‌بندی «فیلم خوب» و «فیلم بد» را گرفته است. این‌که از جناحی و ارگانی و نهادی پول نگرفته باشی، ضعف‌های فیلم‌های به‌ظاهر مستقل را می‌پوشاند؛ و در عوض، برای فیلم‌های با پروداکشن کامل به‌سبب داشتن سرمایه، نوعی ذره‌بین عیب‌یاب به‌کار می‌رود که هر قدمی به خطا – و چه بسا قدم‌های درست اما در سلیقه‌ی دوستانم، نزدیک به نگاه رسمی – باعث می‌شود، به کل، اثر و خالق نادیده گرفته شوند.

بگذریم. این دعوا قدیمی‌ست، و توضیح مفصل‌ترش قطعن در حوصله‌ی این منو نمی‌گنجد؛ اما به‌هرحال نوشتمش تا بگویم برای من هنوز معیار همان چیزی‌ست که از بدو نوشتن درباره‌ی سینما رعایتش کرده‌ام: «فیلم خوب» و «فیلم بد». مشاهده ادامه مطلب →

ماجرای نیمروز
من: روزنامه‌نگار, یادداشت‌های فیلم

از خیابان، برای خیابان

بعد از حدود یک سال (پس از روزنامه‌ی سینما) چیزی نوشته‌ام برای یک جریده‌ی چاپی؛ که قرار است شروع دوباره‌ای باشد با مجله‌ی ۲۴ که‌ روزگاری از نوشتن در آن خاطرات خوشی داشتم. صورت مسأله «منوی کنجکاوی‌ها در فجر ۳۵» بوده و پس از شیرین‌کاری هیأت محترم انتخاب یک دوباره‌نویسی مفصل هم شد. این‌جا هم می‌گذارم‌ش برای آن‌ها که‌ به مجله دسترسی ندارند.

مشاهده ادامه مطلب →