برگه 1
یادداشت‌های مطبوعاتی

خیر… اکران فیلم خارجی، این نیست!

یادداشت اول روزنامه‌ی هفت صبح/ یک‌شنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۷

 

چهار‌شنبه ۶ تیر «تمام پول‌های جهان» روی پرده‌ی دو سینمای مگامال و کورش رفت. یکی از فیلم‌های مهم سال گذشته که آوازه‌ی اخلاق‌مداری سازندگاش هم جهان را برداشت و تمام صحنه‌های کوین اسپیسی‌اش دوباره فیلم‌برداری شد و مارک والبرگ هم دستمزد این صحنه‌های بازفیلم‌برداری را به جنبش زنان اهدا کرد. مجموعه‌ی این‌ها یعنی یک انتخاب هوشمندانه برای دست‌اندرکاران «طرح اکران فیلم خارجی در ایران». لابد فکر کرده‌اند یک فیلم بدون دردسرِ سانسور و خوش‌نام و همه‌چیز تمام را شبی دو سانس اکران می‌کنیم و سالنش هم نصفه‌نیمه پر می‌شود و بعد هم می‌گوییم مردم فیلم‌های ایرانی با فرهنگ بومی خودمان را به فیلم‌های غریبه ترجیح می‌دهند و برای چندمین‌بار پرونده‌ی ماجرا را می‌بندیم و خلاص. نه برادران من؛ اشتباه گرفته‌اید.

در تمام این سال‌ها که من و هم‌فکرانم از نمایش فیلم خارجی در ایران حرف زده‌ایم، از همان الگویی حرف زده‌ایم که حداقل در کشورهای منطقه درحال اجراست. نمایش فیلم روز خارجی؛ نه آن‌چه این روزها بیش‌تر از هر وقت دیگری، روی هر هارد کامپیوتر و کنار خیابانی قابل دسترس است و پیش از عنایت مسئولان برای نمایش عمومی، ده‌ها باره دیده شده و شبکه‌های ماهواره‌ای غیرمجاز هم زبان اصلی و دوبله نمایشش داده‌اند. بگذارید حالا که خودتان را به نشنیدن زده‌اید یک‌بار دیگر مرور کنیم اکران فیلم خارجی دقیقن آن‌گونه که ما از آن حرف می‌زنیم چه‌جور چیزی‌ست. مشاهده ادامه مطلب →

به وقت شام
یادداشت‌های فیلم

تکرار همان آرزو: «فیلم خوب»؛ فارغ از جناح و ایدئولوژی

بازخوانی منوی جشنواره‌ی سی‌وششم فجر برای ماهنامه‌ی ۲۴/ نوروز ۱۳۹۷

 

تیتر نوشته‌ی پیش‌جشنواره‌ای‌ام را زده بودم: به‌دنبال «فیلم خوب»؛ فارغ از جناح و ایدئولوژی… و نوشته بودم «در این سال‌ها این‌که از جناحی و ارگانی و نهادی پول نگرفته باشی، ضعف‌های فیلم‌های به‌ظاهر مستقل را می‌پوشاند؛ و در عوض، برای فیلم‌های با پروداکشن کامل به‌سبب داشتن سرمایه، نوعی ذره‌بین عیب‌یاب به‌کار می‌رود که هر قدمی به خطا – و چه بسا قدم‌های درست اما در سلیقه‌ی دوستانم، نزدیک به نگاه رسمی – باعث می‌شود، به کل، اثر و خالق نادیده گرفته شوند.» الان که این جملات را می‌خوانید، احتمالن تأیید می‌کنید که می‌توانند پس از جشنواره و با نگاهی به حجم هجمه‌ها و فحاشی‌ها و انگ‌زدن‌ها نوشته شده باشند؛ و خب، البته که طبیعی‌ست پس از این همه سال قبل از جشنواره بدانیم چه چیزی در پایان انتظارمان را می‌کشد. من اما هم‌چنان پی «فیلم خوب» می‌گردم. چیزی که بشود «سینما» خطابش کرد. داستان‌های بزرگ. اجراهای شکوه‌مند. و طبعن فیلم‌هایی را هم که ازشان حرف خواهم زد همین ویژگی را داشته‌اند. اول آن‌ها را که مطابق حدسم بودند مرور کنیم تا بعد برویم سراغ انتخاب‌های اشتباه منوی پیش‌جشنواره‌ای‌ام. مشاهده ادامه مطلب →

من در رسانه‌ها, گفت‌وگوها

از تصمیمات سیاست‌مدارانه داوران تا بلاتکلیفی ۳۶ ساله

کیوان کثیریان، خسرو نقیبی و سیدعبدالجواد موسوی فیلم‌ها و برگزاری جشنواره فجر را نقد کردند

میزگرد خبرآنلاین در پایان سی و ششمین جشنواره فیلم فجر/ ۲۷ بهمن ۱۳۹۶

 

کیوان کثیریان، خسرو نقیبی و سیدعبدالجواد موسوی سه منتقد سینما در فاصله کوتاهی از پایان کار سی و ششمین جشنواره فیلم فجر آثار مهم، اتفاقات جنجالی، داوری‌ها و شیوه مدیریت جشنواره را تحلیل و بررسی کردند.

مهدی درستی: سی و ششمین جشنواره فیلم فجر با تمام اتفاقات تلخ و شیرین که داشت با برگزاری اختتامیه و معرفی برگزیدگان به پایان رسید، اما همچنان بازار صحبت و تحلیل‌ها و نقدها و سخنان داوران درباره جشنواره داغ است.

پس از پایان این رویداد سینمایی فرصت مناسبی است تا با نگاهی متمرکز بر جشنواره به تحلیل آثار راه‎یافته به جشنواره سی و ششم، شیوه برگزاری آن، نحوه داوری و تصمیماتی که از سوی هیات داوران گرفته شد بیاندازیم و به آسیب‌شناسی جشنواره فیلم فجر در 36 سالگی بپردازیم.

به این بهانه در مناظره‌ای با حضور کیوان کثیریان، خسرو نقیبی و عبدالجواد موسوی منتقدان سینما در کافه خبر به گفت‌وگو درباره سی و ششمین جشنواره فجر و باید و نبایدهای آن پرداختیم.

آن‌چه در ادامه می‌خوانید گفت‌وگوی سمیه علیپور با این سه منتقد درباره جشنواره فجر و تمامی اتفاقات و رویدادهای سی و ششمین دوره آن است. مشاهده ادامه مطلب →

کیسی افلک
یادداشت‌های مطبوعاتی

جایی برای بدنامان نیست

درباره‌ی حواشی منتهی به نودمین دوره‌ی مراسم اسکار

یادداشت یک روزنامه‌ی سینما/ شنبه ۷ بهمن ۱۳۹۶

 

از همان دقیقه‌ای که ناتالی پورتمن روی سن مراسم گلدن‌گلوب وقت معرفی نامزدهای بهترین کارگردانی گفت «…و این فهرست تمام‌مردانه‌ی نامزدان» باید حدس زده می‌شد که ماجرا به این‌جا ختم شود. به تسویه‌حساب تندوتیز زنان اتفاقن صاحب قدرت در هالیوود، با مردانی که حالا بیش از هر وقت دیگری در مرکز سیبل هستند. اگر تا سال قبل ماجرا سهم‌خواهی گروه‌های اقلیت در هالیوود بود، حالا زیر پرچم «رسوایی‌های اخلاقی» حداقل یک گروه از این اقلیت‌ها، فرصت یافته تا فراتر از فشار، با پافشاری بر اخلاقیات و اصرار بر حقانیت نظر خود، رقیب قدر را از دور خارج کند. از یک‌سو مدعای «جای خالی زنان در رشته‌های اصلی» بیش‌تر از قبل پررنگ شد و از سوی دیگر فهرست‌های نهایی نامزدان جوایز از مردانی که برچسب هم‌راهی با رسواشده‌گان را خورده بودند خالی می‌شد. عمل و عکس‌العملی که باعث شد اندک ستاره‌های خوش‌نام‌تر پاسخ‌های تند و تیزی به این رویه بدهند. تندترینش شاید، صحبت‌های لیام نیسون که موج به‌راه افتاده را شبیه «شکار جادوگران در قرون وسطی» دانست و خواست که تا اتهام‌ها اثبات نشده، آدم‌ها را از دور خارج نکنند. مشاهده ادامه مطلب →

یادداشت‌های فیلم

به‌دنبال «فیلم خوب»؛ فارغ از جناح و ایدئولوژی

منوی پیشنهادی جشنواره‌ی سی‌وششم فجر برای ماهنامه‌ی ۲۴/ بهمن ۱۳۹۶

 

منوی پیشنهادی بلندبالای امسال من، احتمالن ربط چندانی به فهرست دوستان منتقدم – با پز و ژست روشن‌فکری‌شان نزد مخاطبانی که دارند – ندارد. در این سال‌ها به‌نظرم خط‌بندی‌های جناحی و سیاسی و صدالبته برچسب‌هایی مثل فیلم دولتی و فیلم شخصی هرساله پررنگ‌تر شده و جای تقسیم‌بندی «فیلم خوب» و «فیلم بد» را گرفته است. این‌که از جناحی و ارگانی و نهادی پول نگرفته باشی، ضعف‌های فیلم‌های به‌ظاهر مستقل را می‌پوشاند؛ و در عوض، برای فیلم‌های با پروداکشن کامل به‌سبب داشتن سرمایه، نوعی ذره‌بین عیب‌یاب به‌کار می‌رود که هر قدمی به خطا – و چه بسا قدم‌های درست اما در سلیقه‌ی دوستانم، نزدیک به نگاه رسمی – باعث می‌شود، به کل، اثر و خالق نادیده گرفته شوند.

بگذریم. این دعوا قدیمی‌ست، و توضیح مفصل‌ترش قطعن در حوصله‌ی این منو نمی‌گنجد؛ اما به‌هرحال نوشتمش تا بگویم برای من هنوز معیار همان چیزی‌ست که از بدو نوشتن درباره‌ی سینما رعایتش کرده‌ام: «فیلم خوب» و «فیلم بد». مشاهده ادامه مطلب →

برنامه‌ی ۹۰
یادداشت‌های مطبوعاتی

یک ۲۴ساعت در بهشت

از هاردتاک میلاد دخانچی با حضور محمد قوچانی تا عادل فردوسی‌پور و پخش بدون ممیزی قرعه‌کشی جام جهانی

یادداشت یک روزنامه‌ی سینما/ شنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۶

 

پنج‌شنبه غروب خبری در کانال‌های تلگرامی چرخید مبنی بر حضور روزنامه‌نگار اصلاح‌طلب سرشناس این سال‌ها محمد قوچانی در تلویزیون. برنامه‌ای با نام غریب «سختانه» روی آنتن بود که در آن آقای قوچانی داشت فروتنانه پاسخ‌های مجری جوانی را می‌داد که در نقش مدعی‌العموم او را مورد عتاب و خطاب قرار داده بود؛ ولی این رویکرد برنامه نبود که اهمیت داشت. صرف حضور چهره‌ای نظیر قوچانی در قاب تلویزیون و اساسن برگزاری یک هاردتاک در تلویزیون دولتی ایران که چهره‌ی مورد مصاحبه به‌صراحت اسم‌نبردن‌های مجری و سه‌نقطه‌های آن را با اسامی احزاب سیاسی و آدم‌های اکثرن ممنوعه‌ی این سال‌های تلویزیون پر کند، نشان از عقب‌رفتن گسترده‌ی خط قرمزهای صداوسیما داشت. البته که صدحیف برای دادن چراغ سبز اجرای چنین برنامه‌ای به چهره‌ای نظیر میلاد دخانچی با آن ادبیات و لهجه‌ی دور از فارسی شکرشکن و تلاشش برای حرکت بر مدار خواسته‌های یک جناح سیاسی معلوم؛ اما همین هم برای مخاطبان تلویزیونی غنیمت بود. ملاقات با یکی از مهم‌ترین روزنامه‌نگاران این سال‌ها روی آنتن و شنیدن حرف‌ها و مواضعش، خود یک «اتفاق» محسوب می‌شود، و باید به فال نیک گرفتش.

کم‌تر از ۲۴ساعت بعد، عادل فردوسی‌پور تحت لوگوی برند خودساخته‌اش ۹۰ ویژه‌برنامه‌ای برای پوشش زنده‌ی قرعه‌کشی جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه روی آنتن برد. مشاهده ادامه مطلب →

روزنامه سینما
اخبار

بازگشت «سینما» به کیوسک مطبوعات

خبرگزاری مهر: رئیس شورای سردبیری روزنامه «سینما» از آغاز دور جدید انتشار این روزنامه به مدیرمسئولی فریدون جیرانی از ۲۱ شهریورماه خبر داد.

خسرو نقیبی رئیس شورای سردبیری روزنامه «سینما» در گفتگو با خبرنگار مهر، ضمن اعلام آغاز دور جدید انتشار این روزنامه از فردا ۲۱ شهریورماه همزمان با روز ملی سینما، ‌ درباره تغییرات نسبت به دور قبلی فعالیت این نشریه گفت: در دور اول انتشار روزنامه سینما تلاش ما این بود که به سیاق رویکرد هفته‌نامه سینما در سال‌های دورتر، روزنامه‌ای تحلیلی و تفصیلی در حوزه سینما داشته باشیم که با بازگشت فریدون جیرانی به عرصه مطبوعات هم همراه بود و توقع می‌رفت روزنامه رویکرد جدی‌ به حوزه تحلیل و نقد داشته باشد، اما تجربه‌ای که در بازه زمانی نزدیک به ۸ ماه انتشار داشتیم به ما نشان داد که این رویکرد در قالب روزنامه نمی‌تواند ظرفیت و پتانسیل خاص خود در جامعه را پیدا کند. مشاهده ادامه مطلب →

عکس: خسرو نقیبی | از مجموعه‌ی از نزدیک و شخصی
یادداشت‌های مطبوعاتی

مهران مدیری؛ چنان که هست

پرتره‌ی یک مؤلف… بی‌آن‌که چندان به قلم نیاز داشته باشد

ماهنامه‌ی ۲۴/ شماره‌ی ۹۱/ شهریور ۱۳۹۶

 

جایگاهش را زود به دست نیاورد. از کودکی روی صحنه نمایش بود و عمده‌ی سال‌های نخستین دهه‌ی کار جدی هر آرتیستی را (حدفاصل ۱۶سالگی تا ۲۶سالگی) در استودیوهای رادیو و روی صحنه سپری کرد. خیلی‌ها هنوز خاطره‌ی حضور مشترک او و فرهاد اصلانی را روی صحنه‌ي تئاتر و صداش را در داستان‌های شب رادیو از خاطر نبرده‌اند. بدشانسی‌های اولیه نیز کم نیاورد. نخستین حضور سینمایی‌اش در «دیدار» درست وقتی که می‌توانست جوان اول سینماش کند با توقیف روبه‌رو شد و در مجموعه‌های تلویزیونی درست‌وحسابی آن سال‌ها هم کسی به بازی‌اش نگرفت. چنین شد که وقتی در «پرواز ۵۷» با شکل دیگری از طنز به عرصه آمد و در ادامه با گروهی از بازیگران ناشناس و کم‌تر دیده شده «ساعت خوش» را کلید زد، چهره شدنش را جدی گرفت و سعی کرد در همین مسیر موفقیت باقی بماند. برای یک ربع قرن تمام ستاره ماند، و برای همکاران و گروه ثابتش نیز به «آقای مدیری» بدل شد. جایگاهی که کم‌تر ستاره‌ای در این سال‌ها به آن دست یافته است. مشاهده ادامه مطلب →

من: روزنامه‌نگار, یادداشت‌های مطبوعاتی

شوی عامه‌پسند سینمایی؛ چیزی که هرگز نداشتیم

چرا هفت فریدون جیرانی هرگز تکرار نشد؟

ماهنامه‌ی ۲۴/ شماره‌ی ۹۰/ مرداد ۱۳۹۶

فریدون جیرانی عاشق سینماست و این خصیصه‌اش را به هر کاری که در آن نقش دارد می‌کشاند. چه فیلم بسازد، چه برنامه‌ی ترکیبی تلویزیونی بچیند و چه نشریه دربیاورد. عاشق سینمابودن در مورد جیرانی یعنی درام. یعنی مخاطب‌محوربودن. یعنی رعایت جذابیت‌هایی که می‌تواند مخاطب را پای آن‌چه جیرانی در خلق آن نقش داشته نگه دارد.

هفت جیرانی (که فکر می‌کنم باید آن را هفت ارژینال یا هفت اصلی خواند) با ایده‌ی ساخته‌شدن یک ۹۰ سینمایی جلوی دوربین رفت. همان عناصری که در ۹۰ فردوسی‌پور باعث جذابیت بود (تقابل‌ها، صراحت‌ها و داوری‌ها) شاکله‌ی هفت را شکل داد. مثل هر درام خوب دیگری، هفت یک دانای کل داشت (جیرانی)، یک ضدقهرمان (مسعود فراستی) و یک شخصیت پیش‌برنده (میهمان سینمایی برنامه، یا منتقد مخالف فراستی). مشاهده ادامه مطلب →

خانه کاغذی
اخبار, من در رسانه‌ها

مهدی صباغ‌زاده خبر داد | زمان اکران «خانه‌ی کاغذی»

فیلم نت نیوز: مهدی صباغ‌زاده کارگردان خانه کاغذی از زمان اکران این فیلم خبر داد.

مهدی صباغ زاده کارگردان خانه کاغذی درباره زمان اکران این فیلم اظهار کرد: «به احتمال زیاد فیلم در نیمه دوم سال اکران خواهد شد و تا آن زمان هم نسخه نهایی فیلم برای نمایش عمومی آماده خواهد شد.»

پرویز پرستویی، تینا پاکروان، ثریا قاسمی، ستاره اسکندری، مهدی پاکدل، علیرضا کمالی، حسین پاکدل، محسن قاضی مرادی، ارد زند و شقایق فراهانی در فیلم خانه کاغذی به ایفای نقش پرداخته‌اند. فیلم‌نامه‌ی این فیلم نوشته‌ی خسرو نقیبی و علی مسعودی‌نیاست و تهیه‌کننده‌ی آن تینا پاکروان است.

در خلاصه داستان این فیلم آمده است: «امیرعلی ابراهیمی روزنامه‌نگار کنارکشیده در خانه‌ قدیمی‌اش همراه دخترش سارا که او هم روزنامه‌نگار است زندگی می‌کند. بازگشت مینو که روزگاری عاشق هم بوده‌اند و شنیدن حقایق درباره‌ دلایل رفتن او، امیرعلی را مجاب به بازگشت دوباره و افشای اسراری می‌کند که بابت آن‌ها خود را بازنشسته کرده. از سوی دیگر سارا که دل در گروی عشق سردبیرش دارد، راه و رسمی متفاوت از پدر برای زندگی‌اش انتخاب کرده است…»

زرد
فرهنگ‌نوشت‌ها, وبلاگ

زرد

دیشب زرد را دیدم. از جوانی به نام مصطفا تقی‌زاده. هیچ پیشینه‌ای از او نداشتم. فیلم‌ش به‌شکل غیرقابل‌باوری یک‌دست و شکل‌گرفته و درست‌نوشته‌شده بود. نسخه‌ی کامل فیلم حاضر بوده و جشنواره فیلم‌هایی را که مثلن نیم‌ساعت‌شان حاضر بوده، به این فیلم ترجیح داده. خیلی دوست دارم بدانم در ذهن آن هیأت انتخاب چه می‌گذشته که آن آشغال‌های غیردوست‌داشتنی را در بخش مسابقه در چشم‌مان فرو کردند و این فیلم‌ها را کنار گذاشته‌اند؟ تصمیمات سلیقه‌ای بدون بازگشتی که‌ می‌تواند جوانی مثل تقی‌زاده را به کلی از فیلم‌سازی در این دیار ناامید کند.
پی‌نوشت: همه‌ی این‌ها را درباره‌ی فیلم خودمان خانه‌ی کاغذی هم می‌توانم بنویسم ولی خب، هم من دنده‌ام نرم شده، هم آدم باتجربه‌ای مثل صباغ‌زاده نیازی به فستیوالِ این‌ها ندارد. دیشب اما واقعن بعد از تماشای زرد حیرت‌زده شدم از این حجمِ بی‌سلیقه‌گی. از این خواستِ به قهقرابردن مهم‌ترین فستیوال سینمایی سالانه‌ی کشور.

ماجرای نیمروز
من: روزنامه‌نگار, یادداشت‌های فیلم

از خیابان، برای خیابان

بعد از حدود یک سال (پس از روزنامه‌ی سینما) چیزی نوشته‌ام برای یک جریده‌ی چاپی؛ که قرار است شروع دوباره‌ای باشد با مجله‌ی ۲۴ که‌ روزگاری از نوشتن در آن خاطرات خوشی داشتم. صورت مسأله «منوی کنجکاوی‌ها در فجر ۳۵» بوده و پس از شیرین‌کاری هیأت محترم انتخاب یک دوباره‌نویسی مفصل هم شد. این‌جا هم می‌گذارم‌ش برای آن‌ها که‌ به مجله دسترسی ندارند.

مشاهده ادامه مطلب →